وارد یک کارخانه نیمهرسانا شوید و میبینید که کنترلکنندههای ویفر با دقت موقعیتیابی نانومتری{0}}در حال حرکت هستند، سیستمهای لیزری ویژگیهای کوچکتر از ویروس را اندازهگیری میکنند و مراحلی را میبینید که باید موقعیت خود را حفظ کنند و در عین حال ارتعاشاتی را که اکثر مردم هرگز احساس نمیکنند نادیده بگیرند. سپس به پایین نگاه کنید. بخش بزرگی از این تجهیزات روی یک بلوک سنگی قرار دارد که از نظر زمینشناسی میلیونها سال قدمت دارد و از زمانی که کسی فهمید چگونه آن را استخراج کند، تغییر زیادی نکرده است.
این یک جفت عجیب در نگاه اول است - تجهیزات لیتوگرافی و اندازهشناسی پیشرفته- که بر روی همان مواد اولیه مورد استفاده برای کفهای قدیمی کلیسای جامع قرار دارند. اما دلیل اینکه گرانیت همچنان در زیر حساسترین ماشینهای تولید لوازم الکترونیکی ظاهر میشود، کمتر به سنت مربوط میشود و بیشتر به مجموعهای از خواص فیزیکی مربوط میشود که بهطور شگفتانگیزی شکستن آنها، حتی با مواد مهندسی مدرن، سخت است.
میرایی بیشتر از سفتی به تنهایی اهمیت دارد
مهندسان اغلب فرض میکنند که وظیفه اصلی یک پایه ماشین صلب بودن است، و صلبیت مهم است، اما این تنها نیمی از داستان است. چیزی که در واقع تعیین می کند که یک پایه پس از یک اختلال چقدر سریع "ته نشین" می شود - یک جهت معکوس مرحله، دوچرخه سواری ماشینی در نزدیکی، شخصی که از جلوی - می گذرد، میرایی دارد: ماده چقدر به جای زنگ زدن مانند زنگ، انرژی ارتعاشی را جذب می کند.
ساختار کریستالی و در هم تنیده معدنی گرانیت به آن ویژگی های میرایی داخلی می دهد که اکثر فلزات ریخته گری نمی توانند با آن مطابقت داشته باشند. یک پایه چدنی یا فولادی تمایل به طنین طولانیتری پس از یک ضربه دارد، به این معنی که یک مرحله موقعیتیابی باید قبل از اینکه اندازهگیری یا قرار گرفتن در معرض پایدار باشد، ارتعاش باقیمانده را منتظر بماند. ساختار گرانیت آن انرژی را سریعتر تلف میکند، که مستقیماً به زمانهای تهنشینی کوتاهتر تبدیل میشود - یک مزیت معنیدار زمانی که یک قطعه از تجهیزات هزاران بار در روز دوچرخهسواری میکند و هر میکروثانیه از زمان تهنشینی تلف شده در طول یک دوره تولید جمع میشود.
با الکترونیک مبارزه نمی کند
نیمه هادیتجهیزات فرآیندبا سیستم های الکترومغناطیسی حساس - موتورهای خطی، رمزگذارها، ستون های پرتو الکترونی در برخی ابزارهای بازرسی بارگیری می شود. پایههای فلزی، بهویژه پایههای آهنی، میتوانند تداخل مغناطیسی یا اثرات جریان گردابی ایجاد کنند که بهطور نامحسوس خوانشهای حسگرهای مجاور را منحرف میکند. گرانیت به طور طبیعی غیر مغناطیسی و از نظر الکتریکی نارسانا است، که کل دسته تداخلی را که مهندسان در غیر این صورت نیاز به طراحی آن داشتند، حذف می کند.
به همین دلیل است که گرانیت بهطور پیوسته در ساختارهای XY، پلتفرمهای موتور خطی و سیستمهای حامل هوا - بهطور پیوسته نشان داده میشود، جایی که پایه نه تنها تکیهگاه سازهای است، بلکه عملاً بخشی از سیستم حرکتی است. یاتاقان های هوا به طور خاص به یک سطح مرجع بسیار صاف و پایدار برای حفظ یک فیلم هوای ثابت بستگی دارند. هر گونه موج یا اعوجاج حرارتی در پایه به طور مستقیم به خطای موقعیت در نوک ابزار ترجمه می شود.
پایداری ابعادی بلند مدت مزیت بی صدا است
پایههای فلزی، حتی پایههایی که به خوبی مهندسی شدهاند، تنشهای داخلی ناشی از ریختهگری و ماشینکاری را تحمل میکنند که میتواند به آرامی در طی سالها شل شود و باعث تغییر ابعاد تدریجی شود. گرانیت، هنگامی که به درستی کهنه شد و استرس- پس از استخراج کاهش یافت، اساساً از نظر ابعادی "تمام" شده است - آن نوع تنش داخلی مداومی را که به صورت خزش آهسته در سازه های ریخته گری نشان می دهد، متحمل نمی شود. برای تجهیزاتی که انتظار میرود دقت میکرون-در طول عمر کاری ده- یا پانزده-ساله داشته باشند، این پایداری ترکیب میشود. پایهای که حرکت نمیکند یک متغیر کمتر است که سازنده تجهیزات باید آن را در نرمافزار جبران کند یا در طول عمر دستگاه دوباره کالیبره کند.
جایی که این در سراسر صنعت خود را نشان می دهد
برنامه ها به ابزارهای لیتوگرافی محدود نمی شوند. پایهها و سکوهای گرانیتی در طیف گستردهای از تجهیزات رایج هستند که دقت موقعیتیابی و جداسازی ارتعاش مهم است: حفاری PCB و از طریق دستگاههای شکلدهی، دستگاههای اندازهگیری مختصات، بازرسی نوری و سیستمهای AOI، ایستگاههای بازرسی CT و X{2}}صنعتی، سیستمهای پردازش لیزری با استفاده از سورسهای جدید و فمکون افزایشی. بخشهای تولیدی مانند تجهیزات پوشش سلول خورشیدی پروسکایت و پلتفرمهای آزمایش سلول باتری، که در آنها همترازی زیر{3} میکرونی در طول پوشش یا آزمایش به طور مستقیم بر عملکرد تأثیر میگذارد.
ماده ای که مدام جایگاه خود را به دست می آورد
هیچ کدام از اینها به این معنا نیست که گرانیت برای هر کاربرد - برای سازههایی که نیاز به حرکت سریع و مکرر در فواصل بزرگ دارند، یا در جاهایی که وزن زیاد یک محدودیت است، مواد مهندسی شده مانند ریختهگری معدنی یا کامپوزیتهای فیبر کربنی گاهی منطقیتر هستند، انتخاب مناسبی است، و شایان ذکر است که اینها متقابل نیستند. بسیاری از پلت فرم های مدرن سطح مرجع گرانیتی را با عناصر ساختاری کامپوزیتی سبک تر در جای دیگر سیستم ترکیب می کنند.
اما برای ترکیب خاصی از الزامات که بارها و بارها در تجهیزات نیمه هادی و دقیق نشان داده می شود - میرایی بالا، خنثی بودن مغناطیسی، پایداری ابعادی طولانی مدت، و توانایی نگه داشتن سطح مرجع صاف برای سال ها بدون کالیبراسیون مجدد - گرانیت جابجایی دشوار باقی مانده است، نه به این دلیل که صنعت به سنت های کار وابسته است، بلکه به دلیل اینکه این صنعت به سنت های کار وابسته است، بلکه حفظ شده است.






